<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
		>
<channel>
<title>دانستنی های علوم تجربی</title>
<description>مطالب علمی گوناگون</description>
<atom:link href="http://hadaf91.samenblog.com/rss/277/" rel="self" type="application/rss+xml"/>
<link>http://hadaf91.samenblog.com/</link>
<generator>RSS Generated by SamenBlog.com</generator><item>
<title>بسلول های پشتیبان بافت عصبی </title>
<link>http://hadaf91.samenblog.com/رخی-از-تعاریف-مربوط-به-دستگاه-عصبی-مرکزی.html</link><category>انواع سلول های بافت عصبی</category>
<category>سلول های پشتیبان</category>
<description><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><strong>&nbsp;</strong><div id="docDiv4Lead"><span style="font-size: 10pt;">بافت عصبی در واقع از مجموعه‌ای از سلولهای عصبی یا نورون و سلولهای گلیا تشکیل شده است. نورونها دارای اشکال و اندازه‌های مختلفی می‌باشند. با این حال هر نورون از سه قسمت پریکاریون ، اکسون و دندریت تشکیل شده است. اکسون غالبا استطاله واحدیست ولی گاهی دارای زواید جانبی به نام کلاترال می‌باشد.</span></div><div id="docDiv1"><div id="doc_div6"><div id="doc_div1Img"><span style="font-size: 10pt;">&nbsp;</span></div></div></div><p><span style="font-size: 10pt;">دستگاه عصبی (Nervous system) از دو نوع سلول تشکیل شده است:</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*سلول عصبی بنام نورون</strong> (Neuron) که واحد عملی دستگاه عصبی است</span></p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>*سلول غیر عصبی بنام نوروگلیا</strong> (Neuroglia) یا گلیوسیت (Gliocyte) که سلول پشتیبان محسوب می شود</span></div><div align="justify"><br /><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-size: 10pt;"><strong>سلول عصبي</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> سلول عصبي، واحد دستگاه عصبي مي‌باشد. به هر سلول عصبي يك نورون مي‌گويند. هر نورون از سه قسمت تشكيل شده كه شامل: جسم سلولي و دو زايده به نام‌هاي دندريت و آكسون مي‌باشد.</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>اجزای یک نورون</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> هر نورون از دو قسمت تشکیل می گردد:</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*جسم سلولی (پریکاریون یا سوما)</strong> یا تنه سلولی که شامل هسته و سیتوپلاسم است </span><br /><span style="font-size: 10pt;">*زوائد یا استطاله ها بنام دندریت و آکسون. هر نورون می تواند چندین دندریت داشته باشد ولی یک آکسون دارد. </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">اندازه پریکاریونها متفاوت است (بین 4 الی 135 میکرون) اشکال آن کروی ، ستاره‌ای ، هرمی و گاه گلابی است. احتمالا در قشر مخ تنها 14 میلیارد نورون وجود دارد. نورونها معمولا دارای هسته‌های درشت‌اند که درون آنها یک یا چند هستک وجود دارند. </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/5/5a/neuron2.JPG" /></span></div><span style="font-size: 10pt;">نورونها علاوه بر اندامک های متداول سیتوپلاسمی مانند دستگاه گلژی ، میتوکندری دارای ویژگیهایی نیز می‌باشند مانند وجود ذرات نیسل در پریکاریون و دندریتهاست که اجسامی بازوفیلیک محسوب می‌شوند. مقدار این ذرات در سلولهای حرکتی بیش از سلولهای حسی است. ویژگی دیگر وجود تارهای نوروفیبریل در سیتوپلاسم دندریتها و اکسونهاست. اعتقاد بر این است که نورفیبریلها به انتقال مواد مثل یونها و متابولیتها کمک می‌کنند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورونها گاه محتوی رنگدانه‌هایی می‌باشند مانند ملانین در هسته سیاه واقع در مغز میانی و یا رنگدانه‌های محتوی آهن در هسته گلوبوس پالیدوس و همچنین در هسته قرمز. جایگاه پریکاریون نورونها و یا فقط پریکاریون آنها اغلب به صورت متراکم داخل گرههای عصبی یا گنگلیونها قرار دارند. این گرهها هم در سیستم عصبی محیطی به نام گانگلیونهای حسی نخاعی- مغزی و با گنگلیونهای حرکتی احشایی و هم درون سیستم عصبی مرکزی به نام هسته وجود دارند. </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://s5.picofile.com/file/8114073818/migna_ir_5555232_azimi_18.jpg" /></span></div><span style="font-size: 10pt;"><strong>آکسون (Axon):</strong> آکسون پیام عصبی را از جسم سلولی خود دور می کند. طول یک آکسون ممکن است کوتاه یا بلند باشد (مثلا می تواند از چند میکرون تا یک متر متغیر باشد). گاهی شاخه یا شاخه هایی از یک آکسون به عنوان شاخه های جانبی (کولترال) خارج می شوند (مثلا در نورون های هرمی قشر مغز). </span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>دندریت (Dendrite):</strong> دندریت یا دندریت ها، سیگنال عصبی را به طرف جسم سلولی هدایت می کند .این زوائد اصولا کوتاه هستند ولی گاهی بلند بوده که در این موارد ازلحاظ ساختمانی شبیه آکسون می باشند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">هر نورون، مي‌تواند داراي يك يا چند دندريت باشد، اما فقط مي‌تواند يك آكسون داشته باشد. </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>پايانه اکسون</strong> (axon terminal): به قسمت انتهایی اکسون گفته می شود که دارای ویزیکول هایی است که در آن ها نوروترانسمیترهای مختلف وجود دارد. نوروترانسمیترها موادی هستند که در موقعی که پتانسیل عمل به سلول عصبی می رسد آزاد می شوند که در ادامه بیشتر به آن ها می پردازیم. </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://img1.tebyan.net/big/1392/04/20130709135413191_untitled-3.gif" /></span></div><div align="center">&nbsp;</div><div align="center"><span style="color: rgb(255, 102, 0);">(قسمت های سبز سلول های پشتیبان هستند)</span></div></div></div>
			
<p>
<strong>&nbsp;</strong></p><p><strong>&nbsp;</strong><span style="font-size: 10pt;">جسم سلولي نورون، حاوي هسته و سيتوپلاسم است. وظيفه دندريت، هدايت تحريكات وارده به عضو، به طرف جسم سلولي است.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">وظيفه آكسون، هدايت اين تحريكات از جسم سلولي به طرف نرون‌هاي ديگر يا عضو گيرنده حركت مي‌باشد.</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">جسم سلول عصبی در مغز یا نخاع قرار دارد. از جسم هر سلول عصبی تعداد زیادی رشته های کوتاه خارج میشود که به آن دندریت Dendrite میگویند. کار دندریت ها انتقال پیام بین سلول های عصبی است یعنی پیام عصبی را از یک سلول به سلول دیگر منتقل میکند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">همچنین از هر سلول عصبی یک رشته طویل و طولانی خارج میشود که به آن آکسون Axon میگویند. از یک سلول عصبی حسی که در نخاع وجود دارد یک آکسون خارج میشود که به اندام حسی میرسد بطور مثال از یک سلول حسی که در نخاع کمر وجود دارد یک رشته آکسون خارج شده که به پوست نوک انگشت شست پا رسیده و حس آنجا را تامین میکند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">پس یک رشته آکسون میتواند بسیار طولانی و حتی بیش از یک متر باشد با این حال بسیار نازک بوده </span></p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">و با چشم غیر مسلح دیده نمیشود. </span><br /><div align="center"><img width="348" height="229" src="http://s5.picofile.com/file/8114073976/migna_ir_41122_azimi_411.jpg" /></div><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>این ساختارهای درخت‌مانند و رشته‌ای سلول‌های عصبی یا &quot;نورون‌ها&quot; هستند.</strong></span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="379" height="379" src="http://images.hamshahrionline.ir//images/2013/8/nerve-cells.jpg" /></span></div><span style="font-size: 10pt;">این سلو‌ل‌های به شدت نامتقارن دارای یک تنه اصلی به نام &quot;آکسون&quot; و مجموعه‌ای بازوهای شاخه‌مانند باریک به نام &quot;دندریت‌ها&quot; هستند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون‌ها دندریت‌های‌شان را به نوک آکسون‌های سلول‌های عصبی دیگر متصل می‌کنند تا شبکه‌های عصبی را تشکیل دهند. برخی از شبکه‌های عصبی، مانند آنهایی که مسئول بازتاب عصبی پرش زانو هستند نسبتا ساده‌آند و اتصالات معدودی دارند. شبکه‌های عصبی دیگر مانند آنهایی که در مغز هستند، بسیار پیچیده‌اند. </span><br /><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://s5.picofile.com/file/8114067276/migna_ir99944452221_12894084_orig.jpg" /></span></div><span style="font-size: 10pt;">در مورد سلول حرکتی هم همینطور است. بطور مثال از یک سلول عصبی حرکتی که در نخاع گردن وجود دارد یک رشته آکسون خارج شده که پس از طی مسیری طولانی به عضله کف دست رفته و موجب حرکت شست دست میشود. پس این تک رشته آکسون میتواند بسیار طولانی باشد ولی در عین حال آنقدر نازک است که فقط با میکروسکوپ دیده میشود. هزاران و میلیونها آکسون در کنار هم قرار میگیرند تا یک عصب را درست کنند. این عصب که در واقع دسته ای از آکسون ها است با چشم دیده میشود.</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">دورتادور هر آکسون را در طول مسیرش سلول هایی میپوشانند که به آنها سلول شوان Schwann cell میگویند. در هر یک میلیمتر طول هر آکسون حدود ده سلول شوان وجود دارد. اینها سلول های محافظ عصب هستند.</span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="342" height="132" src="http://s5.picofile.com/file/8114073592/migna_ir_74_4120roloum3olam_168.gif" /></span></div><span style="font-size: 10pt;">این سلول ها صفحه هایی را درست میکنند که به آن <strong>میلین</strong> Myelin میگویند. میلین مانند یک چسب نواری که دور حلقه مرکزی پیچیده شده دور آکسون میپیچد و به همین خاطر به آن غلاف میلین هم میگویند. وظیفه سلول شوان و غلاف میلین محافظت از آکسون و کمک به کارکرد و فعالیت صحیح آن است. </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://s5.picofile.com/file/8114067676/migna_ir_14411_122554085_orig.jpg" /></span></div><br /><br /><span style="color: rgb(0, 0, 255); font-size: 10pt;">برحسب تعداد زوايد، نورون‌ها را به سه گروه تقسيم مي‌كنند:</span><br /><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-size: 10pt;"><strong>انواع نورون ها ازنظر شکل و ساختار</strong></span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون یک قطبی (Monopolar neuron):</strong> ابتدا یک زایده خارج می گردد که خود به دو شاخه تقسیم می شود. این دو شاخه ازنظر ساختمانی شبیه آکسون هستند. یکی از شاخه ها پیام عصبی را به جسم سلولی منتقل می کند (به عنوان دندریت) و دیگری پیام را از جسم سلولی دور می کند (به عنوان آکسون).</span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون های حسی دارای دندریت بلند و آکسون کوتاه هستند. دندریت این نورون ها ازنظر ساختمانی شبیه آکسون است.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">به این نورون ها، نورون های یک قطبی کاذب نیز می گویند. مثلا می توان به نورون های گانگلیون (عقده) ریشه خلفی اعصاب نخاعی اشاره کرد که به عنوان نورون های حسی، پیام های عصبی محیط را به نخاع منتقل می کنند. </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون دو قطبی</strong> (Bipolar neuron): دندریت و آکسون از دو قطب جسم سلولی خارج می شود (همانند نورون های دو قطبی شبکیه چشم) </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون چند قطبی</strong> (Multipolar neuron): دارای دندریت های فراوان و یک آکسون است (مانند نورون های پورکنژ مخچه، نورون های شاخ قدامی نخاع و نورون های هرمی در قشر مغز) </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="290" height="204" src="http://s5.picofile.com/file/8114064826/MIGNA_IR_557779630_K799vsim.jpg" /></span></div><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-size: 10pt;"><strong>انواع نورون ها از نظر عملكرد</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> انواع نورون ها ازنظر عملکرد تقسیم بندی نورون ها برطبق عملکرد عبارتنداز:</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون حسی یا آوران </strong>(Sensory, or Afferent neuron):</span><br /><span style="font-size: 10pt;">این نورون ها، پیام های عصبی را به طرف دستگاه عصبی مرکزی می برند. نورون های حسی محیطی را نورون های آوران اولیه (Primary afferent neurons) می نامند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون‌هاي حسي يا آوران، تحريكات را از اعضاي بدن به نخاع و يا مغز منتقل مي‌كنند. </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون حرکتی یا وابران </strong>(Motor, or Efferent neuron): </span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون‌هاي وابران، دستورها را از نخاع و يا مغز به اعضاي بدن برمي‌گردانند. يعني پیام های عصبی را از دستگاه عصبی مرکزی به سمت محیط هدایت می کنند (یعنی به عضلات صاف، اسکلتی و قلبی یا غدد). نورون های سیستم اتونوم (سمپاتیک و پاراسمپاتیک) حرکتی هستند. در مواردی، نورون هایی که وارد قسمت خاصی از دستگاه عصبی مرکزی می گردند، اصطلاح نورون های آوران و درارتباط با نوروهایی که از آن خارج می شوند عنوان نورن های وابران بکار می رود (مثلا نورون های آوران و وابران مخچه).</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*نورون هاي رابط</strong> يا ارتباطي (Connector, or association neuron) یا نورون بینابینی یا واسطه ای (Interneuron):</span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون هایی هستند که وظیفه آنها ارتباط نورون ها با یکدیگر در سیستم عصبی است. به عنوان مثال می توان به بسیاری از نورون های واسطه ای در طناب نخاعی، مخچه و قشر مغزاشاره کرد. نورون های واسطه ای ممکن است مهاری یا تحریکی باشند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">نورون‌هاي رابط، كلا تحريكات يا دستورها را از يك نرون به نرون ديگر انتقال مي‌دهند.</span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="498" height="428" src="http://s5.picofile.com/file/8114066226/MIGNA_IR_412559630_6SlqukWT.jpg" /></span></div><br /><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>سيناپس</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> انتقال هر تحريك يا دستور از يك نورون به نورون ديگر، در محل خاصي&nbsp; كه دو نورون با هم تماس حاصل مي‌كنند انجام مي‌شود. محل ارتباط دو نورون را «<strong>سيناپس</strong>» گويند.</span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://img1.tebyan.net/big/1392/04/212161461601201252151358521095118105240238145.gif" /></span></div></div></div><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">پس سیناپس، محل تبادل اطلاعات از اکسون یک نورون به دندریت نورون دیگر سیناپس نامیده می شود. به خاطر داشته باشید که تبادل اطلاعات سلول های عصبی به هم از طریق این قسمت هاست.</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>انواع سیناپس :</strong> </span><br /><span style="font-size: 10pt;">عبارتند از :</span><br /><span style="font-size: 10pt;">الف ) سیناپس الکتریکی</span><br /><span style="font-size: 10pt;"> ب ) سیناپس شیمیایی</span><br /><span style="font-size: 10pt;"> در کتاب سیناپس شیمیایی مطرح گردیده است ( بیش از 90 درصد سیناپس ها )</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>&nbsp;اجزاء سیناپس عبارتند از:</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;">1-نورون پیش سیناپسی : نورونی که پیام را از طریق پایانه اکسونی خود منتقل می کند</span><br /><span style="font-size: 10pt;">2-فضای سیناپسی : فاصله کمی که بین پایانه اکسونی و سلول دریافت کننده وجود دارد.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">3-نورون یا سلول پس سیناپسی : دریافت کننده پیام عصبی</span><br /><span style="font-size: 10pt;">4-انتقال دهنده عصبی : ماده ای شیمیایی که باعث ارتبااط نورون پیش سیناپسی و پس سیناپسی می گردد. مانند استیل کولین در ماهیچه ها و گلوتامات در مغز .</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>مراحل انتقال پیام عصبی در محل سیناپس :</strong> هنگامیکه جریان عصبی به پایانه اکسونی نورون پیش سیناپسی می رسد ، وزیکول های محتوی انتقال دهنده ها با غشای سلول آمیخته می شوند و مولکول های انتقال دهنده به فضای سیناپسی آزاد و به گیرنده های موجود در غشاء نورون پس سیناپسی متصل و سبب تغییر پتانسیل الکتریکی آن می شوند. این تغییر ممکن است در جهت فعال کردن یا مهار کردن نورون پس سیناپسی عمل کند.</span><br /><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="312" height="132" src="http://s5.picofile.com/file/8114069468/migna_ir_Synapse110222356_8995.jpg" /></span></div><span style="font-size: 10pt;">در سیناپس سیگنال الکتریکی تبدیل به سیگنال شیمیایی (نوروترانسمیترها) می شود. این نوروترانسمیترها به شکاف سیناپسی (فاصله کوچک بین دندریت و اکسون) ریخته می شوند و به دندریت سلول مجاور می رسد و این انتقال ادامه پیدا می کند.</span></div><p>&nbsp;</p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>انتقال سيناپسی </strong>به زبان ديگر</span><br /><span style="font-size: 10pt;"> وقتی يک تکانه عصبی به انتهای آکسون می‌رسد، اين تکانه می‌تواند به سلول ديگری منتقل شود. محل ارتباط يک نرون با سلول ديگر سيناپس ناميده می‌شود. در محل سيناپس‌ها به طور معمول نرون‌ها به يکديگر يا سلول‌هايی که توسط آنها تحريک می‌شوند، نمی‌چسبند، بلکه بين آنها فاصله‌ای وجود دارد که شکاف سيناپسی ناميده می‌شود. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">در يک سيناپس، نرون انتقال دهنده پيام عصبی سلول پيش سيناپسی و سلول دريافت کننده سلول‌ پس سيناپسی ناميده می‌شود. بيشتر تکانه‌های عصبی به وسيله مولکول‌هايی به نام پيام‌رسان عصبی از خلال شکاف سيناپسی منتقل می‌شوند. پيام‌رسان‌های عصبی به وسيله نرون‌ها توليد و درون ريزکيسه‌هايی به نام وزيکول ذخيره می‌شوند. پيام‌رسان‌های عصبی انواع گوناگونی دارند و به روش‌های مختلفی عمل انتقال دهندگی خود را انجام می‌دهند. برای مثال در ماهيچه‌های انسان پيام‌رسان عصبی اصل ی استيل کولين است، در حالی که در مغز گلوتامات پيام‌رسان اصلی است.</span></div><p>&nbsp;</p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>طرز عمل یک سلول عصبی:</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;">وقتی نورون توسط یک محرک تحریک می شود این پیام توسط دندریت ها که به صورت شاخه شاخه هستند دریافت می شود. این پیام توسط دندریت به جسم سلولی یا soma مخابره می شود. هسته پاسخ مناسب را به اکسونها می دهد. این پاسخ به صورت یک پالس الکتریکی بوده که توسط کانال های سدیم و پتاسیم ایجاد می شود( پمپ سدیم).این پالس به انتهای اکسون می رسد. </span><br /><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><strong>فيلم: طرز عمل يك سلول عصبي</strong></span></div></div><p><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong><br /> رهايی پيام‌رسان‌های عصبی</strong></span></p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">تکانه عصبی باعث رهايی پيام‌رسان عصبی از نرون پيش سيناپسی به شکاف سيناپسی می‌شود. وقتی پتانسيل‌ عمل به انتهای آکسون نرون پيش‌ سيناپسی می‌رسد، وزيکول‌های حاوی پيام‌رسان عصبی به غشای پلاسمايی اين سلول متصل و در آن ادغام می‌شوند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">در نتيجه پيام‌رسان‌های عصبی به درون فضای شکاف سيناپسی رها می‌شوند. وقتی اين مولکول‌ها در شکاف سيناپسی منتشر شدند و به سلول پس سيناپسی رسيدند، باعث تغيير نفوذ پذيری غشای اين سلول به يون‌ها می‌شوند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">بعضی از پيام‌رسان‌ها به گيرنده‌های پروتئينی ويژه‌ای که بر سطح سلول پس سيناپسی وجود دارند، متصل می‌شوند. در بعضی سلول‌ها مجاری يون‌ها زمانی باز می‌شوند که پيام‌رسان عصبی به اين گيرنده‌های پروتئينی متصل شوند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">در واقع اين گيرنده‌ها خود مجاری عبور يون‌ها هستند. اين مجاری را مجاری حساس به مولکول می‌نامند. باز بودن يا بسته بودن اين نوع مجاری به اتصال مولکول خاصی (برای مثال، پيام رسان عصبی) وابسته است. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">پيام‌رسان عصبی باعث تحريک فعاليت سلول پس سيناپسی می‌شود يا فعاليت آن را مهار می‌کند. برای مثال وقتی پيام‌رسان عصبی، دريچه مجاری حساس به مولکول را باز می‌کند، يون‌ها از خلال غشای پلاسمايی سلول پس سيناپسی جا به جا می‌شوند. اين واقعه باعث می‌شود پتانسيل غشای سلول پس سيناپسی بسته به بار يونی که وارد اين سلول يا از آن خارج می‌شود، تغيير کند. اگر يون‌های مثبت وارد نرون پس سيناپسی شوند، ممکن است پتانسيل عمل تشکيل شود (تحريک).</span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">از طرف ديگر، اگر يون‌های مثبت از سلول خارج شوند يا يون‌های منفی وارد آن شوند، ممکن است جلو تشکيل پتانسيل عمل گرفته شود (مهار). </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="328" height="166" src="http://s5.picofile.com/file/8114072834/migna_ir_t411222_azimi_brain_conduct1.jpg" /></span><br /><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">&nbsp;</span></div><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">دوپامين باعث تحريک تکانه عصبی می‌شود. اين پيام رسان عصبی دريچه سديم را باز می‌کند. </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="296" height="149" src="http://s5.picofile.com/file/8114072976/migna_ir_4115b41112222brain_conduct2.jpg" /></span><br /><br /><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;">گابا تکانه عصبی را مهار می‌کند. اين پيام رسان عصبی دريچه پتاسيم را باز می‌کند. همه پيام‌رسان‌های عصبی که به شکاف سيناپسی آزاد می‌شوند، به گيرنده‌های پروتئينی متصل نمی‌شوند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">پيام‌رسان‌هايی که مورد استفاده قرار نمی‌گيرند، برای هميشه در شکاف سيناپسی باقی نمی‌مانند. در واقع، بيشتر پيام‌رسان‌های عصبی پس از رهايی از شکاف سيناپسی پاک می‌شوند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">بسياری از نرون‌های پيش سيناپسی پيام‌رسان‌های عصبی را باز جذب می‌کنند و دوباره از آنها استفاده می‌کنند. علاوه بر اين، پيام‌رسان‌های عصبی به وسيله آنزيم‌های شکاف سيناپسی نيز تخريب می‌شوند. تخريب و باز جذب پيام‌رسان‌های عصبی باعث می‌شود سلول‌های پس سيناپسی بيش از اندازه تحريک نشوند.</span></div></div></div></div></div><div align="justify"><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-size: 10pt;"><strong><br />فعالیت نورون :</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>بین دو سمت غشای نورون اختلاف پتانسیل الکتریکی وجود دارد .</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;">پتانسیل آرامش: اختلاف پتانسیل الکتریکی بین دو سمت غشاء در حالتی که نورون در حال فعالیت عصبی نمی باشد.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">نکته : درهنگام پتانسیل آرامش ، پتانسیل درون سلول نسبت به بیرون آن منفی می باشد که علت آن به قرار زیر است. بطور معمول غلظت یون سدیم در خارج از داخل بیشتر و غلظت پتاسیم در داخل بیشتر از خارج است ، بنابراین سدیم بر اساس شیب غلظت ( انتشار ) تمایل به ورود به داخل و پتاسیم تمایل به خروج دارد ، اما بعلت اینکه یون هیدراته پتاسیم نسبت به سدیم کوچکتر است ، نفوذپذیری غشا ء نسبت به پتاسیم در حالت استراحت بیشتر از سدیم خواهد بود. بنابراین تعداد یون های مثبتی (یون پتاسیم ) که از نورون خارج می شود بیشتر از یون های مثبتی ( یون سدیم ) است که وارد آن می گردد در نتیجه بارهای منفی درون نورون خود را نشان می دهند. </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">نکته : اگر این فرآیند دائما اتفاق بیفتد تراکم پتاسیم داخل به شدت کاهش یافته و سدیم درون سلول انباشته خواهد گردید، سلول برای رفع این مشکل از پمپ سدیم-پتاسیم کمک می گیرد. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">پمپ سدیم –پتاسیم : پروتئینی در غشاء که با مصررف ATP (انرژی ) یون های سدیم را به خارج و پتاسیم را به داخل نورون می راند و باعث می گردد که اختلاف غلظت یون های سدیم و پتاسیم در دو سمت غشاء حفظ گردد.( حفظ حالت اولیه ) </span><br /><br /><span style="font-size: 10pt;">پتانسیل عمل : تغییر ناگهانی و شدید اختلاف پتانسیل بین دو سمت غشاء که طی آن در زمان بسیار کوتاهی پتانسیل داخل نسبت به خارج مثبت تر می شود و بلافاصله به حالت اول بر می گردد. ( منفی شدن داخل ) </span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="406" height="227" src="http://s5.picofile.com/file/8114070126/migna_ir_11_ActionPotent_44410_12245ial.jpg" /></span></div><br /><span style="font-size: 10pt;">مراحل پتانسیل عمل : عبارت است از :</span><br /><span style="font-size: 10pt;">1-باز شدن کانال های دریچه دار سدیمی و ورود سدیم به داخل نورون که باعث مثبت شدن داخل می گردد.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">2-بسته شدن کانل های سدیمی ، و باز شدن کانال های دریچه دار پتاسیمی که باعث خروج یون های پتاسیم از داخل نورون می گردد و نتیجه آن منفی شدن داخل نورون است</span><br /><span style="font-size: 10pt;">3- بسته شدن کانال های دریچه دار پتاسیمی و باز گشت پتانسیل غشا به حالت استراحت</span><br /><span style="font-size: 10pt;"> نکته : بعد از پتانسیل عمل ، فعالیت بیشتر پمپ سدیم – پتاسیم سبب بازگشت غلظت یون های سدیم و پتاسیم در دو سمت سلول به حالت اولیه می گردد.</span><br /><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="367" height="242" src="http://s5.picofile.com/file/8114070342/migna_ir_azimi_114_actpot4445_102.gif" /></span></div><div align="center"><span style="font-size: 10pt;">-</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><img width="362" height="299" src="http://s5.picofile.com/file/8114070900/migna_ir_411action_potential_generation74.jpg" /></span><br /><span style="font-size: 10pt;">تصوير بزرگتر</span></div></div><p>&nbsp;</p><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>انتقال پيام عصبی </strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> وقتی محرکی باعث دپلاريزه شدن نقطه‌ای از غشای آکسون شود، دريچه‌های حساس به ولتاژ باز می‌شوند و در آن نقطه از غشای آکسون پتانسيل عمل شکل می‌گيرد. زمانی که ولتاژ غشا از mV 70- به mV 40+ می‌رسد ظرف هزارم ثانيه جريانی از Na + از طريق مجاری باز شده به درون سلول انتشار می‌يابد.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">بنابراين، هر پتانسيل عمل بارهای مثبت (يون‌های Na + ) را به درون آکسون تزريق می‌کند. اين ی ون‌های سديم دارای بار مثبت به ناحيه مجا ور که هنوز پتانسيل غشای آن mV 70- است، جا به جا می‌شوند و آن ناحيه از غشای آکسون را دپلاريزه می‌کنند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;">در واقع جابه‌جايی يون‌های Na + باعث تغيير ولتاژ ناحيه مجاو ر ، باز شدن دريچه‌های مجاری Na + آن و توليد پتانسيل عمل ديگری می‌شود. بنابراين، هر پتانسل عمل به عنوان محرکی برای توليد پتانسيل عمل در ناحيه بعدی غشای آکسون عمل می‌کند.</span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="329" height="253" src="http://s5.picofile.com/file/8114071884/migna_ir_41125_brain_conduct3.gif" /></span><br /><div align="right"><span style="font-size: 10pt;">&nbsp;</span></div><div align="justify"><span style="font-size: 10pt;"><strong>هدايت تکانه عصبی در آکسون فاقد ميلين</strong>؛ هر پتانسيل عملی باعث سرازير شدن يون های سديم به درون سلول می‌شود. اين بارهای مثبت به نواحی مجاور جابه‌جا می‌شوند و آن ها را به طور جزئی دپلاريزه می کنند. در نتيجه کانال‌های حساس به ولتاژ سديم باز می‌شوند و اين فرآيند تکرار می‌شود.</span><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;"><img width="344" height="200" src="http://s5.picofile.com/file/8114072234/migna_ir_azimi_41555525brain_conduct4.gif" /></span></div><span style="font-size: 10pt;"><strong>هدايت تکانه عصبی در آکسون ميلين دار</strong>؛ چون غلاف ميلين از جريان يون‌های سديم به داخل سلول جلوگيری می‌کند، پتانسيل عمل فقط در نقاط فاقد ميلين به وجود می‌آيد. در نتيجه پتانسيل عمل از نقطه ای به نقطه ديگر می‌پرد. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">توجه داشته باشيد که پتانسيل‌های عمل در واقع منتقل نمی‌شوند، گرچه استفاده از اين واژه مرسوم است. هر پتانسيل عمل واقعه‌ای مجزا و کامل است که در طول آکسون تکرار می‌شود يا به تعبيری از نو زاده می‌شود. بنابراين، پتانسيل عملی که در انتهای آکسون توليد می‌شود، واقعه‌ای جديد ی است که در پاسخ به پتانسيل عمل قبلی به وجود می‌آيد. پتانسيل عمل آخر دارای همان وسعت و توان پتانسيل عمل نخست است.</span><br /><br /><div align="center"><span style="font-size: 10pt;">&nbsp;</span></div></div></div><span style="color: rgb(255, 0, 0); font-size: 10pt;"><strong>انواع نوروگلیا</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"> این سلول ها در انتقال پیام عصبی نقشی ندارند. وظیفه این سلول های غیر عصبی، ترمیم و تغذیه و همچنین حفاظت و پشتیبانی از سیستم عصبی است.</span></div><p><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>سلول های نوروگلیا شامل:</strong></span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>&nbsp;*آستروسیت.</strong> آستروسیت ها فضاهای بین نورون ها را پر می کنند. در شکل ها و اندازه های مختلفی وجود دارند. از ویژگی های این سلول ها داشتن زوائد متعدد است. بسیاری از زوائد آنها در ارتباط نزدیک با عروق خونی هستند که پاهای انتهایی دور عروقی می نامند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;">بنابراین احتمال دارد که در نگهداری عروق یا تبادل متابولیک میان نورون ها و دستگاه عروقی نقش داشته باشند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*الیگودندروسیت </strong>که وظیفه ساخت میلین را در دستگاه عصبی مرکزی (CNS) برعهده دارد</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*میکروگلیا.</strong> این گروه از سلول ها، ماکروفاژ بوده و بیشتر آنها در بالغین دور عروق هستند.</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*سلول اپندیمی.</strong> این سلول ها دستگاه بطنی مغز و مجرای مرکزی نخاع را مفروش می کنند. </span><br /><span style="font-size: 10pt;"><strong>*سلول شوان</strong> که در ساختن میلین نورون های دستگاه عصبی محیطی (PNS) نقش دارد </span><br /><span style="font-size: 10pt;"> انواع سلولهای نوروگلیای سیستم عصبی مرکزی (CNS) در تصویر زیر:</span><br /><span style="font-size: 10pt;"><img src="http://s5.picofile.com/file/8114066776/migna_ir7745v1122559630_EDUHfNMz.gif" /></span></p><p><strong>برخی تعاریف مربوط به دستگاه عصبی مرکزی</strong></p><div style="text-align: justify;"><strong>سد خوني مغزی: در سيستم عصبي پديده اي وجود دارد كه حركات آزادانه مواد را از خون به بافت مغز محدود مي كند. اين سد، اجازه ورود مايع، گازها و مواد كوچك مولكولي را مي دهد و از ورود مواد سمي، پروتئين ها و مولكول هاي درشت جلوگيري مي كند. به وسيله اين سد، مواد شيميايي خطرناك موجود در خون قبل از رسيدن به مغز برداشته مي شود.<br /><br />مننژها: مننژها پرده هاي پوشاننده مغز و نخاع هستند كه به حمايت، حفاظت و تغذيه مغز و نخاع كمك مي كنند. خارجي ترين لايه، «سخت شامه» است كه غشاي بسيار سختي است. در زير آن غشاي ظريفي به نام «عنكبوتيه» قرار گرفته و داخلي ترين لايه، «نرم شامه» است.<br /><br />مايع مغزي- نخاعي: مايع مغزي- نخاعي يك مايع شفاف است كه در حفرات مغز (بطن هاي مغزي)، كانال مركزي طناب نخاعي و فضاي زير عنكبوتيه وجود دارد. وجود مايع مغزي- نخاعي براي از بين بردن اصطكاك بين بافت هاي عصبي و ايجاد وزن مغز ضروري است. همچنين نقش انتقال مواد مغذي به مغز و خارج كردن متابوليت ها (مواد زايد) از مغز را به عهده دارد. مايع مغزي- نخاعي به طور مداوم به وسيله عروق و به ميزان 18 سي سي در هر ساعت توليد مي شود. در بزرگسالان حدود 150-90 سي سي مايع وجود دارد.</strong></div>]]></description>
<pubDate>Thu, 20 Nov 2014 14:48:09 GMT</pubDate>
<dc:creator>hadaf91</dc:creator>
<guid isPermaLink="false">http://hadaf91.samenblog.com/277.html</guid>
</item>
</channel>
</rss>