سلول عصبی مانند دیگر سلولهای بدن دارای غشا میباشد که از طریق آن اختلاف پتانسیل موجود بین فضای بیرون سلولی و درون سلولی قابل اندازهگیری است. از آنجا که این اختلاف پتانسیل در غشا ظاهر میشود، به آن پتانسیل غشا عصبی نیز میگویند. پتانسیل غشا در بیشتر سلولها، تا هنگامی که تحریکی از بیرون به آن وارد نشود، برای مدت طولانی ثابت باقی میماند. وقتی سلول در چنین وضع آرامی بسر میبرد، پتانسیل غشا را پتانسیل آرامش نیز مینامند. پتانسیل آرامش در سلولهای عصبی و ماهیچهای همیشه منفی است و در انسان و دیگر پستانداران براساس نوع سلول بین 55- تا 100- میلیولت قرار دارد.[1]
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 3373 |
ادامه مطلب...
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 402 |
نورون یا سلول عصبی، واحد ساختمانی و عملی دستگاه عصبی است. دستگاه عصبی مرکزی دارای بیش از 100 بیلیون نورون میباشد. نورون مانند هر دستگاه دیگر در بدن، دارای هسته، سیتوپلاسم و غشا است. هر سلول عصبی، دارای یک بخش مرکزی و درشت به نام جسم سلولی(soma) و تعدادی زوائد سیتوپلاسمی است که شامل آکسون(axon) و دندریت(dendrite) میشود.
آنچه در نگاه اول در ساختمان نورون جلب توجه میکند، وجود تعداد زیادی انشعابات سیتوپلاسمی است که به صورت رشتههایی از جسم سلولی خارج شدهاند؛ به طوری که حجم این رشتهها از حجم جسم سلولی بسیار زیادتر است. هر یک از این رشتهها یک تار عصبی نامیده میشود و اجتماع تعدادی تار عصبی که به وسیله غلافی پیوندی پوشیده شدهاند، یک عصب را میسازد. نورونها توانایی تکثیر ندارند و چنانچه یکی از آنها از بین برود، جانشینی نخواهد داشت.
به همهٔ گونههای یاختههای بافت عصبی گفته میشود. ولی گاهی منظور از یاختهٔ عصبی، تنها یاختههای انگیزشپذیر میباشد که یکی از گونههای یاختههای عصبی میباشند.
یاختههای عصبی را دو دسته یاخته که از دید ساختاری کاملا ناهمسان هستند تشکیل میدهند این دودسته یاخته عبارتند از:
یاختههای انگیزش پذیر
یاختههای انگیزش ناپذیر (نوروگلیها در بر گیرنده:آستروسیتها، میکروگلیالها، و الیگودندروسیتها) و یاختههای شوان نام برد.نورون ها، اصلیترین یاختههای عصبی هستند. این یاختهها وظیفه ترارسانی دادههای عصبی را بردوش دارند. آنها این کار را از راه هدایت تکانههای الکتریکی انجام میدهند. نورونها از راه زائدههایی بنام دارینه دادهها را دریافت کرده و از راه زائدههای دیگری بنام آسه دادهها را به یاخته سپسین ترارسانی میکنند. جسم یاختهای نورونها، پریکاریون نام دارد.
این یاختهها تقسیم نمیشوتد.
در مراکز عصبی علاوه بر نورونها سلولهای دیگری به نام نوروگلیا وجود دارند که تعدادشان به مراتب بیشتر از نورونهاست. این سلولها کارهای گوناگونی انجام میدهند از آن جمله در ساختن پوشش رشتههای عصبی ، تغذیه نورونها و از بین بردن میکروبها نقش دارند.
قسمتهایی که غلاف میلین وجود ندارد گره رانویه نامیده میشوند. در رشتههای میلیندار پیام عصبی بسیار سریعتر منتقل میشود.سلولهای سازنده میلین توسط سلولهای الیگودندروسیت (در سیستم عصبی مرکزی) و سلولهای شوان (در سیستم عصبی محیطی به دور اکسونها ساخته میشود. در واقع این سلولها ورقههای پیچ درپیچی از میلین را پیرامون آکسونهای سلولهای عصبی میسازند.
سلولهای شوان و اولیگودندروسیتها دو تفاوت مهم با هم دارند:
یک سلول شوان فقط یک بخش از میلین یک رشته عصبی را درست میکند، در حالی که یک اولیگودندروسیت، ممکن است ۴۰، ۵۰ بخش را میلین دار کند.
رشتههای بدون میلین هم، در سیستم عصبی محیطی به وسیله سلولهای شوان پوشیده شدهاند. ولی در سیستم عصبی مرکزی (مغز و نخاع) رشتههای بدون میلین توسط اولیگودندروسیت احاطه نمیشود.
از بین رفتن غلاف میلین موجب اختلال در انتقال پیامهای عصبی و به تبع آن بروز بیماریهای عصبی همچون تصلب چندگانه عصبی یا همان ام.اس میشود. دانشمندان سالهاست رقابت سخت و فشردهای را برای یافتن شیوهای که از طریق آن بتوان بدن را به تولید مجدد میلین واداشت،
نورون ها را بر مبنای کارهای آنها میتوان به سه دسته بخش کرد:
نورونهای حسی: نورونهای حسی از نوع آوران بوده و به محرکهای معینی که به سیستمهای حسی وارد میشوند (مثلاً نور، امواج صوتی، بساوایی یا پارهای از مواد شیمیایی) واکنش نشان میدهند. نورونهای حرکتی: نورونهای حرکتی از نوع وابران بوده و تکانههای الکتریکی را به سمتِ یاختههای ماهیچهای و یا غدهای هدایت میکنند و در دو مرحله به هدف حرکت میکنند. پیش گانگلیون(عصب اولیه) و پسگنگلیون(عصب ثانویه). نورونهای رابط: بیشتر نورونهای سامانه عصبیِ آدمی از نوعِ نورونهای میانجی هستند. همانگونه که از نام این نورونها میتوان پنداشت، وظیفهٔ نورونهای میانجی این است که پیامهای ورودی را از نورونهای حسی یا از نورونهای رابطِ دیگر دریافت کرده و در برابر تکانههایی به نورونهای حرکتی و یا دیگر نورونهای میانجی بفرستند.
ویژگی نورونها
تحریک پذیری
تحریک پذیری از ویژگیهای هر سلول زنده است، اما نورونها این خاصیت را بهتر نشان میدهند به عاملی که باعث تحریک میشود محرک میگویند. محرک ممکن است الکتریسته ، تغییر دما ، نور ، مواد شیمیایی ، ضربه، فشار و یا صدا باشد. برای آنکه محرکی بتواند نورون را تحریک کند. نباید شدت آن از حد معینی کمتر باشد. این حد معین از شدت تحریک را شدت آستانه میگویند.
پیام عصبی
بر اساس تجربه بدست آمده در روی آکسون ضخیم نورون نوعی فرم تن مرکب معلوم شد که بار الکتریکی در سطح خارجی تار مثبت و در سطح داخلی منفی است و مقدار این اختلاف سطح الکتریکی حدود 70- میلی ولت است این پتانسیل الکتریکی را پتانسیل آرامش یا پتانسیل غشا میگوییم. با کمک ولت متر بسیار دقیقی که میتواند اختلاف پتانسیلهای بسیار اندک را اندازه گیری کند، میتوان مقدار پتانسیل غشا را تعیین کرد
برای این کار از الکترودهای بسیار نازک که قطر نوک آنها در حدود 1 میکرون است استفاه میکنند. و یک الکترود در سطح خارجی غشا الکترود دیگری درون تار عصبی قرار داده و دو سر الکترودها را به نوسان نگار وصل میکنیم. مقدار پتانسیل غشا معلوم میشود.
پتانسیل آرامش
بر اساس تجربیات انجام شده است غشا در حالت آرامش نسبت به یون سدیم تقریبا نفوذ ناپذیر است. بنابراین بار مثبت خارج غشا ناشی از وجود سدیم است. داخل نورون هم به دلیل یونهای منفی پروتئینی منفی است.
پتانسیل عمل
وقتی نورون تحریک میشود. وضعیت بارهای الکتریکی در دو سوی غشای آن در نقطه تحریک تغییر میکند. یعنی سطح خارجی نقطه تحریک شده منفی و سطح داخلی آن مثبت میشود علت آن است که غشای نورون در نقطه تحریک شده ، نسبت به نفوذ پذیر میشود با هجوم به درون نورون سطح بیرونی منفی و سطح داخلی مثبت میشود. تغییر بار الکتریکی در نقطه تحریک شده باقی نمیماند و نقطه به نقطه در طول تار عصبی حرکت میکند و جریان یا پیام عصبی را پدید میآورد. بار الکتریکی هر نقطه پس از تحریک فوری به حال اول بر میگردد. پتانسیل الکتریکی نورون در هنگام تحریک آن پتانسیل عمل نام دارد.
انتقال پیام عصبی
محل در ارتباط دو نورون ، یا نورون و سلول ماهیچهای را سیناپس می گویند. در محل سیناپسها ، پایانههای آکسون به دندریتها ، به جسم سلولی نورون دیگر و یا به سلول ماهیچهای نچسبدهاند بلکه فضای موچکی به نام فضای سیناپسی در میان آنها وجود دارد. منظور از انتقال پیام عصبی ، انتقال پیام در محل سیناپسهاست. انتقال پیام عصبی با واسطه مواد شیمیایی مخصوص صورت میگیرد
این مواد در جسم سلولی نورونها ساخته و در کیسههای کوچکی که در پایانههای آکسون قرار دارند، ذخیره میشوند. وقتی پیام عصبی به پایانههای آکسون میرسد. این کیسهها خود را به غشای آکسون میرسانند و پاره میشوند و ماده شیمیایی درون خود را به فضای سیناپسی میریزند. ماده شیمیایی ، نورون دیگر را تحریک میکند و در آن پیام عصبی بوجود میآورد
انتقال پیامها در نورونها از طریق وجود اختلاف پتانسیل بین درون و بیرون نورون است. این اختلاف پتانسیل در موقع استراحت در بیشترین میزان و حدود ۷۰ میلی ولت است که موقع تحریک با باز شدن کانالها این اختلاف پتانسیل برای زمان کوتاهی صفر می شود و با تحریک کانالهای بعدی در طول عصب پیام تحریک منتقل می شود.



مکانیسم عمل
ترکیب وزیکول های حاوی انتقال دهنده با غشای انتهای آکسون
-آزاد شدن انتقال دهنده عصبی در فضای سیناپسی
تاثیر بر سلول پس سیناپسی از طریق اتصال به گیرنده پروتئینی غشائی
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 10848 |
| 

