
| زيبنده ی ستايش، آن آفريدگاريست | كارد چنين دلاويز نقشى از اين عناصر |
شبهاى صاف غير مهتابى به طاق لاجوردى آسمان چشم بدوزيم. اگر داراى ذوق باشيم، منظره زيبا و پرغوغاى ستارگان درما احساسات شاعرانهاى بر مىانگيزاند، و اگر اهل فلسفه و تحقيق باشیم تفكر فلسفى را در روح ما بيدار مىنمايد.
متأسفانه عموم مردم به آسمان توجه ندارند، بلكه سر به زير افكنده و چشم به زمين دوختهاند!
/tbody>/tbody>>/>/tbody>>/>>/>>/>/tbody>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
تاكى آخر چو بنفشه سر غفلت در پيش
حيف باشد كه تو در خوابى و نرگس بيدار
![]()

اى بسا درسهاى دلنشين از اين منظره بديع مىتوان آموخت، اگر ديده تيز بين، و دل حكمتپذير باشد.
در ادوار قديم؛ يعنى روزگارى كه هنوز دوربينهاى نجومى به كاوش فضا نپرداخته و آسمان در ميدان ديد تلسكوپها و راديو تلسكوپهاى مجهز قرار نگرفته و هنوز چهره واقعى آسمان در دستگاههاى دقيق عكاسى منعكس نشده بود، اطلاعات مردم نسبت به تعداد ستارگان بسيار ناقص بود. حتى منجمان هم كه يك عمر به مطالعه آسمان پرداخته بودند، اطلاع كاملى از اين موضوع نداشتند.
تعداد ستارگانى كه با چشم غير مسلح قابل رؤيت است، مجموعا از هفت هزار تجاوز نمىكند، اما هيچ كس نمىتواند تمام اين ستارگان را يك دفعه و در همه شرايط ببيند، زيرا در حدود نيمى از آنها در نيمكره جنوبى و نيم ديگر در نيم كره شمالى قابل رؤيت است. به علاوه مقدارى از آنها هم چون نور نسبتا ضعيفترى دارند، تراكم طبقات هوا مانع رؤيت آنها مىشود، و لذا تعداد ستارگانى كه در يك شب صاف غير مهتابى در يك نقطه قابل رؤيت مىباشد، معمولا سه هزار عدد است.
قرنها، همين عدد كوچك را معرف تعداد ستارگان مىدانستند، تا اينكه دانشمندان به كمك دستگاههاى علمى و صنعتى براى پى بردن به تعداد واقعى ستارگان، گامهاى مهمى برداشتند و در اين زمينه به موفقيتهاى بزرگى نائل گرديدند.
دانشمندان ستاره شناس پس از اينكه خود را با آلات و ابزار صنعتى مجهز ساختند، به منظور به دست آوردن تعداد ستارگان، به ميدان تحقيق قدم نهادند، و هنگامى كه صفحه آسمان را با دوربين معمولى مورد مطالعه قرار دادند، در حدود پنجاه هزار ستاره را مشاهده كردند، ولى وقتى كه تلسكوپ اختراع گرديد و آسمان در ميدان ديد تلسكوپ قرار گرفت - با اينكه تلسكوپهاى ابتدايى نسبتا ساده بود و قطر آيينه آن از هفت سانتيمتر تجاوز نمىكرد - اين رقم تا يك ميليون بالا رفت؛ يعنى به اندازهاى رسيد كه شمردن آنها در صورتى كه در هر ثانيه يك ستاره بشماريم، سى شب وقت لازم دارد!
به هر اندازه كه دستگاههاى نيرومندترى اختراع، و آسمان با آن دستگاهها عرصه كاوش دانشمندان گرديد، تعداد ستارگان قابل رؤيت، افزايش يافت؛ تا اينكه با استفاده از تلسكوپ رصد خانه مونت ويلسن كاليفرنيا، كه نسبتا نيرومند است و قطر آيينه آن ده متر و نيم است، ستارگان قابل رؤيت به پانصد ميليون بالغ گرديد؛ يعنى به حدى كه اگر براى شماره آنها هر شب از غروب تا سپيده صبح وقت صرف كنيد، و در هر ثانيه، يك
ستاره حساب نماييد تقريبا يك قرن وقت لازم داريد.
به هر نسبتى كه قلمرو دانش وسعت مىيافت به همان اندازه ستارگانى در اعماق فضا كشف مىشد؛ تا اينكه به وسيله دستگاههاى عكسبردارى مخصوص كه مدتى در معرض نور ستارگان قرار مىگيرد، تعداد دو هزار ميليون ستاره را روى شيشه مخصوص عكاسى منعكس ساختند؛ يعنى تعداد ستارگانى كه از اين راه كشف گرديد به اندازهاى رسيد كه براى شمردن هر ستاره در يك ثانيه، چهار قرن وقت لازم است.
دانشمندان طى تحقيقات و مطالعات پيگيرى كه در كشف اسرار آسمان انجام مىدادند به اين حقيقت پى بردند كه ستارگان بدون نظم و ترتيب در فضا پراكنده نيستند، بلكه مجموعههايى را تشكيل مىدهند كه هر مجموعهاى بر ميلياردها ستاره مشتمل است و كهكشان ناميده مىشود.
پس از توجه به اين موضوع، آسمان را به چندين بخش تقسيم، و عكسبردارى از هر بخشى آغاز شد از اين راه، ابتدا تعداد كهكشانها را بدست آوردند، و سپس تحقيقات خود را در اين موضوع متمركز نمودند كه ستارگان هريك از كهكشانها حداقل به چه رقمى بالغ مىشود.
پس از تحقيقات و بررسيهاى پيگير به اين نكته پى بردند كه تعداد كهكشانها حداقل به صد هزار ميليون مىرسد و در هر كهكشان، حداقل صد هزار ميليون ستاره موجود استبنابراين، حاصل ضرب رقم 100 هزار ميليون (تعداد كهكشانها) در صد هزار ميليون (تعداد ستارگان هريك از كهكشانها) كه ده هزار ميليارد است، تعداد ستارگانى است كه تا كنون كشف گرديده است!؛ يعنى: 000/000/000/000/000/000/000/10=000/000/000/100*000/000/000/100
ده هزار ميليارد ميليارد، رقم بسيار بزرگى است. براى اينكه تصور صحيحى از اين عدد داشته باشيد به اين نكته توجه كنيد اگر كليه جمعيت روى زمين كه تعداد آنها به سه هزار ميليون بالغ مىشود، براى سرشمارى ستارگانى كه تاكنون كشف گرديده است بسيج شوند، و با سرعت هر چه تمامتر اين كار را انجام دهند، به گونهاى كه هريك از آنها در هر ثانيه ده ستاره را بشمارند، و تمام عمر خود را از آغاز تا انجام به ستاره شمارى بپردازند در صورتى مىتوانند از عهده اين سرشمارى برآيند كه هريك داراى سى هزار سال عمر باشند!!، زيرا در برابر هريك از مردم روى زمين در حدود 333/333/333/333/3 (333/3 ميليارد و 333 ميليون و 333 هزار و 333) ستاره تنها در كهكشانهايى كه تا كنون كشف گرديده است، موجود است!!!
بيش از ماسههاى كنار اقيانوسها
سحابى اول، سگان شكارى 1800000 سال نورى
سحابى دوم، سگان شكارى 2500000 سال نورى
سحابى دوم، دب اكبر 3000000 سال نورى
سحابى سوم، سگان شكارى 3500000 سال نورى
سحابى چهارم، سگان شكارى 4500000 سال نورى
بالاخره به هر نسبتى كه علوم فضايى پيشرفت بيشترى حاصل كرد و اختراعات صنعتى كاملتر گرديد، در فاصلههاى دورتر ستارگانى كشف شد. چندى قبل كشف كهكشانهايى در فاصله ده ميليون و صد ميليون و سيصد ميليون سال نورى در محافل علمى چنان با اهميت تلقى مىشد كه ساير مسائل علمى جهان را تحت الشعاع قرار مىداد، و شور و هيجان عجيبى در مراكز دانش جهانى پديد مىآورد، ولى امروز دانشمندان، مرز ستارگان قابل رؤيت را تا فاصله هزاران ميليون سال نورى وسعت بخشيدهاند.
فرد هويل در كتاب مرزهاى نجوم مىنويسد: هم اكنون كهكشانهايى در فاصله سه هزار ميليون سال نورى كشف شده است.
طبق گزارش خبرگزارى علمى فرانسه با قويترين تلسكوپ موجود جهان، كه در رصد خانه پالومار نصب گرديده و قطر آيينه آن 5 متر است، كهكشانهايى كه داراى فاصله پنج هزار ميليون سال نورى با زمين است كشف نمودهاند، و راديو تلسكوپهاى نيرومند توانستهاند ردپاى ستارگانى را كه تا بيست هزار ميليون سال نورى با زمين فاصله دارند بيابند!
راه تعيين فاصلهها
از جمله مطالب مربوط به نور اين است كه هر نورى با زيادى فاصله، ضعيفتر، و با كمى فاصله قويتر به نظر مىرسد. به اين معنا كه منبع نور، هر قدر نزديكتر باشد درخشندگى بيشتر در نظر ما خواهد داشت و هر اندازه كه دورتر باشد نور آن ضعيفتر به نظر خواهد رسيد، و اين مطلب در فيزيك داراى فرمول مخصوصى به اين شرح است:
درخشندگى و تشعشع منبع نور با مجذور فاصله تناسب معكوس دارد؛ مثلا در فاصله يك مترى، اين درخشندگى به هر اندازهاى كه باشد در فاصله دو مترى چهار برابر كمتر از آن به نظر مىرسد و در فاصله سه مترى نه برابر، و در فاصله ده مترى صد برابر كمتر مىگردد و همچنين... .
با در نظر گرفتن اين فرمول، و توجه به اينكه خورشيد در فاصله 150 ميليون كيلومترى نسبت به زمين، داراى درخشندگى معينى است و نيز با توجه به اينكه ستاره مورد نظر نسبت به خورشيد در چه ميزانى از درخشندگى است - كه اين موضوع به وسيله دستگاه طيف نما بطور دقيق به دست مىآيد - يك معادله جبرى به وجود مىآيد كه براساس آن، فاصلههاى ستارگان معلوم مىگردد، زيرا به دست آوردن يك مجهول، كه فاصله ستاره مورد نظر است از چند موضوع معلوم، كه يكى از آنها فاصله خورشيد با زمين، و دومى ميزان درخشندگى خورشيد در اين مقدار از فاصله، و سومى ميزان درخشندگى آن ستاره نسبت به خورشيد مىباشد، بسيار آسان است و از اين راه مقدار فاصله آن ستاره از زمين معلوم مىگردد؛ مثلا از همين راه به دست آمده است كه ستاره رجل الجوزا كه نورش در ظاهر 63 ميليارد مرتبه از خورشيد ضعيفتر و در واقع هيجده هزار مرتبه درخشندهتر از آن است با زمين 540 سال نورى فاصله دارد.
با در نظر گرفتن مطالبى كه در زمينه فواصل ستارگان ذكر شد، اين نكته مسلم مىشود كه پيشرفت علم، همان طورى كه در تمدن و رفاه زندگى بشر مؤثر است، تأثير مهمى نيز در تحصيل سرمايههاى معنوى و خداشناسى دارد؛ زيرا از لحاظ پى بردن به قدرت، علم و حكمت آفريدگار، تفاوت بسيارى است ميان كسى كه راهپيمايى شتر را مقياس سنجش عظمت عالم مىداند و معتقد است كه عالم هستى با اين مقياس به 4500 سال محدود مىشود، با كسى كه سال نورى را مقياس قرار داده و مىگويد كه ميلياردها ستاره از فاصله حداقل چهار سال نورى گرفته تا صدها و هزاران و ميليونها و ميلياردها سال نورى در پهنه فضاى جهان، وجود دارد؛ و اگر ميلياردها سال نورى نيز پيش برويم به مرز عالم هستى نمىرسيم. روشن است كه دومى بهتر به علم و قدرت جهان - آفرين پى مىبرد و حس خضوع كاملتر و عميقتر در دل او پديد مىآيد.
لذا قرآن مجيد كه الهام بخش درسهاى توحيدى است، مكررا از رفعت آسمانها با اين قبيل تعبيرات ياد مىكند:
رفع السماوات والسماء رفعها و وضع الميزان، و رفع سمكها فسويها.
تا به رفعت شگرف اجرام كيهانى توجه كنيم و ايمان خود را براساس اين اسرار استوار سازيم.
فواصل ستارگان با زمين براساس حكمت استوار شده است زيرا همان طورى كه در فصل نور و حرارت ستارگان گفته شد، بسيارى از آنها صدها و هزاران برابر خورشيد نور و حرارت دارند. بنابراين، اگر فاصله آنها با زمين كمتر از فاصله كنونى آنها مىبود گرمى بسيار شديد و درخشش بسيار نيرومند آنها در يك لحظه موجودات زنده روى زمين را نابود مىكرد، و در نتيجه سطح زمين غير قابل زندگى مىگرديد؛ مثلا اگر شعراى يمانى كه چهل برابر خورشيد نور و حرارت دارد به جاى خورشيد ما قرار مىگرفت در يك لحظه همه اقيانوسها را مىخشكاند و گياهان و جانوران را خاكستر مىكرد و طومار حيات براى هميشه در هم پيچيده مىشد، ولى آفريدگار حكيم آن را در فاصله بسيار زياد؛ يعنى نه سال نورى نسبت به ما قرار داده است تا سطح زمين قابل زيست و مركز روشنى چراغ تفكر باشد و در پرتو آن اين قبيل راز و رمزهاى آفرينش درك شود.
نتيجه مهمى كه از اين بحث مىگيريم اين است كه از اين پس با نظر سطحى به شمعهاى شب افروز نگاه نكنيم، بلكه از هيأت پرنور آنها اسرارى را بخوانيم و سخن اين اختران را كه به ما خاكيان مىگويند، هشيارانه بشنويم:
/tbody>/tbody>>/>/tbody>>/>>/>>/>/tbody>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
يكى از ديدنيهاى جالب و زيباى آسمان، نوار پهن و سفيدى است كه در سراسر آن گسترش يافته است.
اين نوار درخشان، تنها در شبهاى تابستان هنگامى كه هوا صاف و غير مهتابى باشد، ديده مىشود هر اندازه هوا صافتر و تاريكتر باشد به همان نسبت با درخشندگى و تلألؤ بيشترى جلوه مىكند و ستارگان مانند دانههاى براق الماس بر روى اين نوار مىدرخشد.
اين كمربند نورانى را به هر نقطهاى از نقاط زمين - نيمكره شمالى و جنوبى - كه مسافرت كنيد خواهيد ديد.
اين پديده زيباى آسمانى، مانند پلى به نظر مىرسد كه دو افق را به هم مربوط مىسازد.
انسانهاى اوليه طى قرون گذشته با كنجكاوى مخصوصى به اين پديده آسمانى چشم مىدوختند، ولى از ماهيت آن بى خبر بودند، و در اثر تخيلاتى كه از تفكر خاص آنها سرچشمه مىگرفت، القاب و عناوينى كه اغلب آنها جنبه افسانهاى داشت به آن مىدادند كه هنوز هم آنها بر سر زبانها باقى است.
اعراب اين نوار درخشان را به نهر آب و ستارگان را به دانههاى شنى كه در كف نهر قرار گرفته باشند؛ مجره؛ يعنى نهر جارى تشبيه كردهاند.
و اروپاييها آن را راه شيرىمىناميدند.
علت اين نامگذارى را اين طور توجيه مىكردند كه هركول(بزرگترين قهرمان افسانهاى يونان قديم) هنگامى كه در دوران شيرخوارگى پستان ستاره ژونون (ربة النوع زناشويى) را مىمكيد قطراتى از شير از دهانش فرو ريخت و در فضا پخش گرديد و بدين ترتيب اين
جاده شيرى پديد آمد!
و بعضى مىگفتند اين نوار نماينده شيرى است كه از پستان ماده گاو آسمانى بيرون ريخته است
اهل مكزيكبه آن خواهر قوس قزح (رنگين كمان) لقب مىدادند.
شرقيها مىگفتند: هنگامى كه بار كاهى را از اين طرف آسمان به آن طرف آن مىبردند، پرههايى از آن در بين راه افشانده شد و در آسمان همچنان باقى ماند و به همين جهت، به آن نام راه كهكشان يا كاهكشان دادهاند، و بالاخره در نزد جمعى از مردم به راه مكه معروف است.
در ميان اين تخيلات گوناگون، يكى از فلاسفه قديم يونان كه در قرن پنجم قبل از ميلاد مىزيست و دموكريت نام داشت، عقيده خود را درباره كهكشان چنين اظهار كرد كه اين نوار سفيد رنگ اجتماعى است از انبوه ستارگان، ولى به واسطه فاصله بسيار زيادى كه از ما دارد آن را به اين صورت مىبينيم.
اما اين نظريه آن قدرها مورد توجه واقع نگرديد، و اين تخيلات همچنان حكومت خود را بر نوع افكار بشر حفظ كرد. تا اينكه در سال 1609 دانشمند مشهور گاليله پرده از روى اين پديده آسمانى كنار زد و ماهيت آن را كاملا روشن ساخت.
گاليله با دوربين اختراعى خود، در ابتدا قسمتى از كهكشان را مورد مطالعه قرار داد و ديد اين طاق نورانى، مركب از هزاران ستاره است. سپس دوربين خود را در امتداد كهكشان به جهات مختلفى معطوف كرد، به هر طرف كه نگاه كرد، ديد ستارگان گروه گروه پيش چشم او رژه مىروند. به اين ترتيب، ماهيت كهكشان روشن گرديد.
از آن پس فلك شناس معروف، هرشل با تلسكوپهاى نسبتا نيرومندى كهكشان را مورد دقت و مطالعه قرار داد و اكتشاف گاليله را با قاطعيت هرچه بيشتر تأييد كرد. از آن پس به هر اندازه كه قدرت علمى و صنعتى بشر افزايش يافت به همان نسبت چهره واقعى كهكشان نمودارتر، و مشخصات آن روشنتر گرديده است. بطورى كه امروز، براى دانشمندان، ترديد و در اين موضوع ابهامى نمانده است؛ همان طور كه يك جنگل بزرگ از هزاران درخت تشكيل يافته است كهكشان نيز از هزاران ستاره به وجود آمده است.
چنانكه براى ساختن يك آسمانخراش، مصالح بسيارى لازم است كه هريك از آنها بايد در جاى خود به كار رود تا ساختمان تشكيل و تكميل گردد، مصالح ساختمانى دستگاه كهكشانى نيز - همان طور كه گفتيم - ستاره است؛ يعنى از اجتماع هزاران ميليون ستاره كه هريك در موقعيت مخصوص و معين خود قرار گرفتهاند، تشكيل يافته است.
با اين تفاوت كه يك آسمانخراش، هر قدر بزرگ باشد معمولا قطعات مصالح آن از چند ميليون تجاوز نمىكند، ولى تعداد ستارگان كهكشان به رقم بالاتر از ميليون؛ يعنى ميليارد (هزار ميليون) مىرسد.
طبق آخرين تحقيقاتى كه دانشمندان در اين زمينه انجام دادهاند تعداد ستارگان كهكشان به صد ميليارد بالغ مىگردد.
ستارگانى كه در كهكشان وجود دارند آن قدر زياد است كه اگر بخواهيد آنها را بشماريد و براى آنها فهرستى تنظيم كنيد، در صورتى كه با سرعت زياد اين كار را انجام بدهيد، بطورى كه براى فهرست كردن و نام نويسى هريك از آنها فقط يك ثانيه وقت صرف كنيد، براى تهيه چنين فهرستى سه هزار سال وقت لازم داريد!
دانشمندان پس از اينكه به ماهيت نزديكترين كهكشانها - كه منظومه شمسى ما يكى از اعضاى آن به شمار مىرود - پى بردند به كمك دستگاههاى مجهز و نيرومند صنعتى و پشتيبانى علوم فضايى با قدم راسخترى به مطالعه و كشف رموز و اسرار آسمانها پرداختند و از مرز اين كهكشان گذشتند و كهكشانهاى بسيار زيادى را در اعماق فضا كشف كردند كه تعداد آنها طبق گفتار صاحبنظران به رقم بسيار بزرگى؛ يعنى: صدهزار ميليون بالغ مىشود.
اين كهكشانها نيز از ستارگان بسيار زيادى كه تعداد آنها صد هزار ميليون يا بيشتر است - چنانكه گفته شد - تشكيل يافته است؛
مثلا كهكشان المرئة المسلسلة كه جفت كهكشان ما و نزديكترين كهكشانها نسبت به آن محسوب مىگردد، شامل صدهزار ميليون ستاره است، و كهكشانى در صورت فلكى شجاع موجود است كه از يك هزار ميليارد ستاره به وجود آمده است! و چون در فاصله 1200 ميليون سال نورى از ما واقع شده است از يك ستاره هم كم نورتر به نظر مىرسد.
مجموع ستارگانى كه در كليه كهكشانها موجود است به رقم بسيار بزرگى بالغ مىگردد و اين رقم حاصل ضرب صد هزار ميليون كهكشان در صد هزار ميليون ستاره است؛ كه حاصل ضرب اين رقم (ده هزار ميليارد ميليارد)
براى مجسم كردن اين عدد بزرگ كافى است، بگوييم اگر كليه جمعيت روى زمين از كودك و جوان و پير و زن و مرد - كه تعداد آنها به سه هزار ميليون مىرسد - براى سرشمارى ستارگان بسيج شوند و با سرعت زياد اين عمل را انجام بدهند، بطورى كه در هر ثانيه ده ستاره بشمارند و تمام عمر خود را از آغاز تا انجام به ستاره شمارى بپردازند، در صورتى مىتوانند از عهده شمردن همه ستارگان بر آيند كه هريك داراى سى هزار سال عمر باشند! زيرا طبق محاسبهاى كه به عمل آمده است در برابر هريك نفر از مردم روى زمين در حدود: 333/333/333/333/3 (سه هزار و سيصد و سى و سه ميليارد و سيصد و سى و سه ميليون و سيصد و سى و سه هزار و سيصد و سى و سه) ستاره در كهكشانهايى كه تاكنون كشف گرديده است، موجود است.
آيا كرات آسمانى مسكون است؟
امروز كه موضوع تسخير فضا مورد توجه واقع شده است و ماهوارههايى به منظور كشف شگفتيهاى فضا به آسمان پرتاب مىشود و سفينههايى با سرنشينانى از انسان در كره ماه فرود آمدهاند. پس از آن مسلما دانشمندان به فكر مسافرت به كرات ديگر خواهند افتاد، اين سؤال بيشتر از زمانهاى گذشته مطرح مىشود كه آيا كرات آسمانى مسكون است!؟
به عبارت ديگر آيا مركز زندگى، منحصر به زمين است، يا در آسمانها نيز موجودات زندهاى وجود دارد؟
در جواب اين پرسش بايد توجه داشت كه جمعى از دانشمندان فلك شناس كه هرشل از جمله آنهاست، معتقدند كه مجموع ستارگان ثابت و سيار، مسكون مىباشد و تجليات اسرارآميز حيات، هرگز منحصر به زمين نيست. ولى شرايط حيات و زندگى بر حسب انواع جاندارانى كه در هريك از كرات آسمانى زندگى مىكنند، تفاوت دارد.
گزارشى كه چندى پيش مطبوعات كشور ما، از خبرگزاريهاى علمى جهان در اين زمينه نقل كردند نظريه فوق - مسكونى بودن كرات آسمانى - را تأييد و تقويت كرد. گزارش مزبور عينا نقل مىشود:
دانشمندان جهان طبق محاسبات بسيار دقيقى كه به عمل آوردهاند به اين نتيجه رسيدهاند كه تنها در كهكشان ما ششصد ستاره مسكون وجود دارد و در اين ستارگان، تمدنى شبيه تمدن زمين ديده مىشود كه شايد ساكنين نيمى از اين ستارگان از مردم كره زمين نيز متمدنتر باشند.
مطابق حسابى كه در آن، هيچ جنبه تخيل وجود ندارد بر روى هم در عالم هستى ششصد ميليون ستاره مسكون وجود دارد.
اخيرا با همكارى يكى از دانشمندان فضائى شوروى و يكى از متخصصان فضايى آمريكا كتابى به نام ما تنها نيستيم تأليف گرديده است؛ در اين كتاب اين دو با نظرى قاطع بيان مىدارند كه در كهكشان ما (كهكشانى كه منظومه شمسى ما از اعضاى آن به حساب مىآيد) حداقل هزار ميليون كره قابل زندگى موجود است.
جالب اينكه قرآن كريم از اين موضوع مهم چهارده قرن پيش با صراحت خبر داده است:
و من آياته خلق السموات والارض و مابث فيهما من دابة و هو على جمعهم اذا يشاء قدير
از جمله آيات قدرت خداوند، آفرينش آسمانها و زمين و انواع جنبندگانى است كه در آنها قرار داده است و هر زمان كه بخواهد اجتماع آنان را با هم فراهم مىسازد.
از اين دو نكته استفاده مىشود:
1- در آسمانها نيز مانند زمين موجودات زنده وجود دارد.
2- هر زمان كه مشيت خدا اقتضا كند سكنه كرات آسمانى و زمين با همديگر ملاقات خواهند نمود و اجتماع برپا خواهند كرد.
در گفتار پيشوايان بزرگ اسلام نيز نمونههايى است كه حكايت از اين حقيقت مىكند. از آن جمله بيان اميرمؤمنان - عليه السلام - است كه فرمود:
هذه النجوم التى فى السماء مدائن مثل المدائن التى فى الارض؛
اين ستارگان آسمان، شهرها و مراكز تمدن است، همانطورى كه زمين نيز داراى شهرهاست.
توجه به اين نكته نيز در اين بحث لازم است كه شرايط حيات بر حسب گوناگونى سازمان وجودى موجودات زنده، متفاوت است و ما هرگز نبايد وضع جسمى و روحى و زندگى را مقياس قرار دهيم و در اين موضوع قضاوت كنيم.
لذا يكى از متخصصان علم هيئت برنوبور گل مىگويد:
هيچ چيز از اين تصور كه موجودات متفكر ساير كرات آسمانى بايد از لحاظ شكل و هيكل و شيوه تفكر و جهان بينى به ما شباهت داشته باشند جنون آميزتر نيست!
اگر كسى بخواهد ما را متقاعد سازد كه چون در ستارگان ديگر به سبب آنكه هوا مانند سياره مريخ رقيقتر و سردتر و درياها به صورت باتلاق است پس امكان پيدايش موجوداتى نظير ما وجود ندارد، بايد شيوه تفكر او را (كه) بدون ترديد نادرست است رد كنيم
بطور خلاصه همانطورى كه در روى زمين، شرايط حيات موجودات زنده متفاوت است و گروهى آبزى و گروهى خاكزى و جمعى هوازى مىباشند، پس نتيجه مىگيريم كه با مقياس بسيار وسيعترى شرايط حيات، طبق ساختمانهاى مختلف جانداران فرق مىكند و اين حقيقت را دانشمندان بسيارى نيز تصريح كردهاند.
معناى عددى كه گفته شد هرگز اين نيست كه ستارگان آسمان، در آن رقم محدود باشد، زيرا امروز دانشمندان علوم فضايى در اين نكته ترديدى ندارند كه تعداد ستارگان، آن قدر زياد است كه نمىتوان آنها را در هيچ رقمى، محصور و محدود نمود، و هر قدر دستگاههاى نيرومندترى براى كاوش فضا اختراع گردد، ستارههايى ديگر در فاصلههاى دوردستتر مشاهده خواهد گشت.
حرفهاى متخصصان علوم فضايى در اين زمينه راستى بهتآور و اعجابانگيز است.
يكى مىگويد: شماره ستارگان، بيش از ذرات ماسه كنار درياهاى دنياست!
دانشمند ديگرى مىگويد: شماره ستارگان، از مجموع حروفى كه در يك ميليون كتاب وجود دارد، بيشتر است!
نيوتن كه عمر خود را در راه تحقيق اوضاع و اسرار ستارگان به پايان رسانيد در اين زمينه مىگويد:
من همچون كودك خردسالى هستم كه در كنار دريا به هر سو مىنگرد و يك سنگ صاف به دست مىآورد، در حالى كه اقيانوس پهناور حقيقت، در برابر وى نامكشوف مانده است!
توجه به اين مطلب نيز لازم است كه ستارگان، هرگز نقطهاى كوچك درخشان، نيستند بلكه هريك از آنها - همانطور كه دانشمندان علوم فضايى مىگويند و در مباحث آينده اين كتاب نيز روشن خواهد گشت - جهانى است بزرگ. يعنى هريك از آنها در عظمت و روشنايى مانند خورشيد، بلكه اغلب آنها به مراتب از خورشيد بزرگتر و درخشانتر است، و نيز هريك از آنها مانند خورشيد مركز منظومهاى كه سيارات و اقمارى بر گرد آن مىگردد و كسب نور و حرارت مىكند، مىباشد.
با در نظر گرفتن اين موضوع، رمز عظمت جهان هستى؛ يعنى جهانى كه در آن لااقل ده هزار ميليارد ميليارد خورشيد وجود دارد كه هر خورشيدى مركز منظومهاى است كه بر گرد آن تعدادى كواكب و اقمار در گردش مىباشند، روشن مىگردد.
روزى كه علم و آگاهى بشر به موقعيت ستارگان بسيار ناقص و محدود بود و آنها را از دور به صورت نقطه لرزانى از نور مىديدند، نه از تعداد واقعى آنها خبر داشتند و نه از ماهيت آنها چيزى درك مىكردند.
در چنين روزگارى قرآن مجيد از عظمت آسمانها سخن گفت، مخصوصا با اين لحن جالب، موقعيت مهم ستارگان را خاطرنشان ساخت:
فلا اقسم بمواقع النجوم و انه لقسم لو تعلمون عظيم؛ سوگند ياد مىكنم به موقعيتى كه ستارگان در عالم هستى دارند، و اين سوگند، اگر علم و اطلاع پيدا كنيد، سوگند بزرگى است.
اين موضوع، خود يك نمونه بارز، از اعجاز علمى اين كتاب آسمانى است. مسلما در آينده، انسانها با كشف حقايق بيشترى از اسرار آسمانها در برابر اين كتاب، خاضعتر خواهند شد.
قرآن، علاوه بر اينكه موقعيت عظيم ستارگان را گوشزد كرد؛ به اين نكته نيز در موارد متعددى تصريح كرد كه:
والنجوم مسخرات بامره(75)؛ همه ستارگان مسخر فرمان خداوند مىباشند.
منظور اين است كه گردش هزاران ميليارد ميليارد ستاره در فراخناى فضا در مدارهاى معين، با نظم و انضباط كامل، برهان روشنى بر علم و قدرت آن آفريدگارى است كه آنها را در چنبر اين نظام دقيق، مقهور و استوار نموده است.
با توجه به اين حقايق، بر خردمندان لازم است كه با نظر اعتبار و دقت در اين صفحه نيلگون بنگرند تا با راز و رمز عالم هستى و با قدرت آفريننده آن، آشنا شوند، آفرينندهاى كه:
/tbody>/tbody>>/>/tbody>>/>>/>>/>/tbody>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
/tr>/tr>>/>/tr>>/>>/>>/>/tr>>/>>/>>/>>/>>/>>/>>/>
انسانهاى نخستين با اجرام فضايى رابطهاى جز نگريستن از دور دست زمين نداشتند. پيداست كه نگاهى ساده و بدون تجهيزات علمى از مسافتى اين قدر زياد، هرگز نمىتواند روشنگر اسرار و حقايق آسمان باشد.
به همين علت، قرنها رازهاى اين اختران عظيم آسمانى از جهت وزن، حجم، مقدار فاصله، ميزان درخشندگى و جهات ديگر، همچنان در پرده ابهام مانده بود.
مخصوصا مقدار حجم و جرم اجرام كيهانى از اين جهت مجهول بود كه هر جسمى از فاصله دور، كوچك و از فاصله دورتر كوچكتر جلوه مىكند. فاصلههاى ستارگان از زمين - چنانكه در بحث مربوط به آن خواهيم گفت - بسيار زياد است. روى همين جهت، آنها راهى براى خودنمايى خود، جز اينكه به صورت قرص نسبتا كوچكى با نقطه درخشانى جلوه كنند نداشتند.
علم هيئت و ستارهشناسى به وسيله تأسيس رصدخانههاى مدرن، و اختراع تلسكوپهاى نيرومند و دستگاههاى عكسبردارى دقيق و تجزيه نور، پيشرفت شايانى كرد، و رازهاى آسمان، يكى پس از ديگرى از پرده، برون افتاد. رابطههايى كشف گرديد كه به دانشمندان، امكان داد كه به حجم و جرم ستارگان پى ببرند.
رابطههايى كه موجب كشف اسرار اجرام فضايى، از لحاظ وزن و حجم گرديد از اين قرار است:
1- رابطه حركت با جرم: اين رابطه، به قانون جاذبه بستگى دارد. به اين معنا كه اگر سرعت حركت جسمى را كه به گرد جسم ديگرى در فاصله مخصوصى گردش مىكند، يا فاصله آن را به دست بياوريم، مىتوانيم مقدار جرم جاذب و مجذوب را بفهميم.
براى توضيح اين مطلب به فرمول جاذبه، كه در بحث قانون جاذبه ذكر شد، مراجعه كنيد.
2- رابطه ميزان درخشندگى با جرم: دانشمندان در ضمن مطالعه درباره اوضاع و خصوصيات ستارگان به وجود رابطهاى ميان ميزان درخشندگى و جرم بسيارى از ستارگان پى بردند؛ مثلا اين نكته را به دست آوردند كه ستاره شعرى چهل برابر خورشيد درخشندگى، و 5/2 برابر آن جرم دارد، و از اين موضوع به رابطهاى ميان ميزان نورانيت و جرم پى بردند، و آن را به عنوان يك اصل تعميم دادند كه توضيح كامل آن را در فصل نور ستارگان مطالعه خواهيم كرد.
3- رابطه جرم با حجم: دانشمندان پس از به دست آوردن جرم يك جسم، از راههايى كه ذكر گرديد، در راه به دست آوردن عناصرى كه آن جسم را تشكيل داده است، گام برداشتند. اين مسئله را به وسيله دستگاه تجزيه نور (طيف نما) حل كردند، زيرا به وسيله اين دستگاه، عناصرى كه جسم درخشنده را تشكيل داده است به دست مىآيد.
از طرفى چون مابين وزن مخصوص هريك از عناصر، و حجم آن رابطهاى وجود دارد، لذا پس از فهميدن وزن هر جسمى، با توجه به عناصرى كه آن را تشكيل داده است به دست آوردن حجم آن به آسانى صورت مىگيرد؛ مثلا ما از راه وزن مخصوص اجسام، مىدانيم كه يك كيلو طلا و يا يك كيلو آهن چه قدر حجم دارد. حال اگر بدانيم فلان جسمى كه مقدار معينى وزن دارد، از چه مقدار طلا و چه مقدار نقره تشكيل شده است، فورا به دست مىآوريم كه حجم آن چه اندازه است.
پس از كشف رابطههاى مذكور، دانشمندان در مرحله نخست، كوشش خود را در راه پى بردن به مقدار جرم و حجم اعضاى منظومه شمسى به كار انداختند، و در نخستين گام، براى به دست آوردن وزن و حجم كره زمين كه دسترسى به آن از همه اجرام فضايى آسانتر بود، به فعاليت پرداختند و براساس قوانين علمى معلوم ساختند كه وزن زمين:
000/000/000/000/000/000/955/5(955/5 ميليارد ميليارد تن و حجم آن: 000/000/320/083/1 (يك هزار و هشتاد و سه ميليارد و سيصد و بيست ميليون) كيلومتر مكعب مىباشد).
كره زمين را پس از اينكه وزن و حجم آن بطور دقيق معلوم شد مقياس سنجش ساير اعضاى منظومه شمسى قرار داده، وزن و حجم آنها را به توضيحى كه در جدول زير ملاحظه مىنماييد، محاسبه كردند:
سياره جرم نسبت به زمين حجم نسبت به زمين
عطارد 16/1 05/0
زهره 82/0 97/0
مريخ 1/0 7/1
مشترى 320 1300
زحل 95 750
اورانوس 15 63
نپتون 17 60
پلوتون 9/0 نامعلوم
و بالاخره جرم خورشيد 000/330 برابر جرم زمين و حجم آن 000/391/1 برابر حجم زمينمىباشد.
دانشمندان، پس از اينكه وزن و حجم اعضاى منظومه شمسى را - به ترتيبى كه گفته شد - به دست آوردند، به منظور پى بردن به مقدار وزن و حجم ستارگان، به فعاليتهاى علمى دست يازيدند.
البته در اين مرحله، كار بسيار دشوارتر بود، زيرا سر و كارشان در اين مرحله، با اجرامى بود كه چندين سال نورى با زمين فاصله داشتند، ولى در سايه فعاليتهاى مداوم و تلاشهاى پيگير، بر تمام مشكلات فائق آمدند. در نتيجه، توانستند وزن و حجم ستارگان را نيز به دست آورند.
دانشمندان در ضمن كشف معماى وزن و حجم ستارگان، به اين نكته پى بردند كه وزن و حجم آنها به اندازهاى زياد است كه ناگزير، بايد زمين را كه به عنوان واحد و مقياس براى سنجش جرم و حجم اعضاى منظومه شمسى انتخاب كرده بودند، كنار بگذارند و جسم بزرگترى را به عنوان مقياس انتخاب كنند. لذا خورشيد را كه از لحاظ وزن و حجم - چنانكه گفتيم - چندين هزار برابر زمين است، مقياس قرار دادند.
در پاراگراف زير تعدادى از ستارگان را طبق اين مقياس، نخست از لحاظ جرم، سپس از جهت حجم، مطالعه بفرماييد:
جرم ستاره پروكسيما كه نسبت به زمين نزديكترين ستاره است با جرم خورشيد برابر است.
جرم ستاره شعراى يمانى 5/2 برابر جرم خورشيد است.
جرم ستاره مصاحب ستاره شعراى يمانى سه برابر جرم خورشيد است.
جرم ستاره عيوق چهار برابر جرم خورشيد است.
جرم يكى از غولهاى سرخ (نام ستارهاى است) 25 برابر جرم خورشيد است.
جرم كهكشان ما (كهكشانى كه منظومه شمسى ما از اعضاى آن به شمار مىرود) 000/000/000/200 (دويست ميليارد) برابر جرم خورشيد است(88).
جرم كهكشان المرثة المسلسلة كه نسبت به كهكشان ما نزديكترين كهكشانها محسوب مىگردد دو برابر جرم كهكشان ما؛
يعنى: 000/000/000/400 (چهارصد ميليارد) برابر جرم خورشيد مىباشد.
كهكشانهاى ديگرى در پهنه فضا كه جرم هريك از آنها در حدود 000/000/000/100 (صدميليارد) برابر جرم خورشيد است، فراوان هستند.
و بالاخره دانش فضايى به وجود كهكشانى به نام سرشار پى برده است كه جرم آن در حدود 000/000/000/000/100 (صدهزار ميليارد) برابر جرم خورشيد مىباشد.
حجم يكى از ستارگان دجاجه (نام يكى از صور فلكى است) چهار برابر حجم خورشيد است.
حجم يكى ديگر از ستارگان دجاجه هفده برابر حجم خورشيد است.
حجم ستاره سماك رامح هشتاد برابر حجم خورشيد است.
حجم ستاره آراكتوروس هشت هزار برابر حجم خورشيد است.
حجم ستاره بتلژور ( ستارهاى است از مجموعه اريون) 000/000/22 برابر حجم خورشيد است.
و بالاخره حجم ستاره آنتارس 000/000/113 برابر حجم خورشيد است.
لازم به يادآورى است كه در كهكشانها از لحاظ حجم، معمولا قطر آنها را مىسنجند؛ مثلا قطر كهكشان ما 150 هزار سال نورى است.
بايد دانست كه موفقيت درخشانى كه در زمينه به دست آوردن وزن و حجم ستارگان نصيب جهان بشريت گرديد، گام برجستهاى در كشف رازهاى آسمان و اسرار ستارگان بود.
اين موفقيت بزرگ، پرده چندين هزار قرن ابهام را از چهره ستارگان كنار زد و معلوم ساخت كه اخترانى كه به صورت نقطهاى به نظر مىرسند، داراى وزنهاى سرسام آور و پيكرهاى بسيار عظيم هستند.
اين موفقيت علمى، ثابت كرد كه پيشرفت دانش، همانطور كه در تأمين رفاه زندگى مادى مؤثر است، تأثير كاملى نيز در ايمان به خداوند براى انسانها داشته باشد، زيرا نگاه داشتن اين اجرام بسيار سنگين و با عظمت كه ميلياردها برابر خورشيد داراى وزن و حجم مىباشند، در پهنه فضا، درس بزرگى از خداشناسى را به ما مىدهد.
روزى كه قرآن مجيد مىگفت:
سنريهم آياتنا فى الافاق وفى انفسهم حتى يتبين لهم انه الحق؛ به زودى ما آيات خداشناسى را در آفاق جهان و در وجود آدميان نشان خواهيم داد تا روشن گردد كه خداوند حق است.
كسى تصور نمىكرد كه از نظر آيات آفاقى چنين درسهاى درخشانى در زمينه وزن و حجم و نور و فاصله و تعداد ستارگان در اختيار بشر قرار خواهد گرفت، ولى پيشرفت علم، به اين وعده آسمانى تحقق بخشيد، و عظمت قدرت آفريدگار عالم را بطورى آشكار ساخت كه شايسته است، عقول همه هوشمندان در برابر آن خاضع گردد.
هنگام تذكر اين نكات، به ياد گفتارى از اميرمؤمنان على - عليه السلام - مىافتيم كه مىفرمايد:
فاقام من شواهد البينات على لطيف صنعته و عظيم قدرته ما انقادت له العقول معرفتة به؛ خداوند آن قدر دلائل و شواهد آشكار بر صنع لطيف و دقيق و عظمت قدرت خود اقامه نمود، كه عقلها در برابر او منقاد و خاضع گرديد، و به وجود وى اعتراف كرد.
يكى از بحثهاى جالب علم هيئت، بحث و تحقيق درباره درجات نور ستارگان است.
هر چند با نگاهى سطحى اين نكته قابل درك است كه ستارگان از لحاظ درخشندگى يكسان نيستند، ولى درجات دقيق اين تفاوت جز در سايه كاوشهاى علمى روشن نمىگردد، و تنها پيشرفتهاى علمى و اختراع ابزار دقيق صنعتى است كه مىتواند پرده از چهره تابناك آنها بردارد و اين تفاوتها را براساس دانش و كاوش، تعيين و روشن نمايد.
امروزه اخترشناسان عموما بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه هريك از ستارگان در واقع خورشيدى است درخشان، و اغلب آنها به اندازهاى درخشش دارند كه خورشيد ما در برابر آنها شمعى است در برابر آفتاب، يا كرم شبتابى است در مقابل ماه. علت اينكه اين اختران به صورت نقطههايى از نور جلوه مىكنند، فاصله بسيار زيادى است كه با ما دارند.
پدرى با دخترش هنگام شب در كنار دريا مشغول گردش بودند، دختر دو نور ضعيف را از دور نشان داد و گفت: پدر جان!
اين آتشهاى دوقلو را كه مانند يك چراغ دو شعله مىدرخشد مىبينى؟ پدر گفت: دخترم! يكى از آنها چراغ چوپانها و ديگرى يك ستاره است و اين فاصله زياد است كه ستاره را مانند يك چراغ نشان مىدهد.
زيادى فاصله، آن قدر در ضعيف نشان دادن نور ستارگان تأثير دارد كه مثلا يكى از كهكشانها كه در صورت فلكى شجاع موجود است و از 000/000/000/000/1 (يك هزار ميليارد) ستاره به وجود آمده، چون در فاصله 200/1 ميليون سال نورى از ما واقع گرديده است، از يك ستاره هم كم نورتر به نظر مىرسد.
چنان كه گفته شد، ستارگان از لحاظ نور با هم فرق دارند.
عدهاى از آنها با نور بسيار ضعيف، و گروهى با نور قوى مىدرخشند، و جمعى هم متوسط مىباشند. لذا منجمان قديم بر اساس همين تفاوت آنها را مورد نظر قرار داده و اخترانى را كه در درجه اول درخشندگى قرار داشتند ستارگان قدر اول و يك درجه پايينتر را قدر دوم مىناميدند، و به همين ترتيب تا قدر هفتم دستهبندى نموده بودند، و از هر طبقه تعداد معين را با نام و مشخصات ديگر مىشناختند.
دانشمندان قرون جديد نيز اصل طبقهبندى ستارگان را از لحاظ نور پذيرفتند و به وسيله آلات و ابزار علمى و صنعتى، ميدان ديد خود را توسعه داده تا قدر بيست و سوم پيش رفتند، اما براى اينكه با ميزان دقيقترى درجه نور ستارگان را بسنجند در صدد بر آمدند كه مقياس گوياترى را انتخاب كنند، و ضمنا براساس آن، مقايسه كاملترى نيز ميان آنها به عمل آورند.
براى سنجش درجه نور ستارگان در ابتدا به اين فكر افتادند كه از مقياسهايى كه در زندگى روز مره معمول است، استفاده كنند.
چون امروز يكى از مقياسهاى متداول براى سنجيدن درجه درخشندگى، شمع استو مىگويند: لامپ صد شمعى و پانصد شمعى، لذا شمع را به عنوان مقياس انتخاب نمودند.
ولى خيلى زود متوجه شدند كه نور ستارگان آن قدر زياد است كه شمع نمىتواند به عنوان مقياس انتخاب شود، و مقياس قرار دادن شمع، براى بيان تشعشع و تابش بسيار نيرومند ستارگان مستلزم به كار بردن اعداد بسيار بزرگى است كه در اين صورت مطالب علمى را تا حدى نامفهوم مىسازد. براى بيان مطالب علمى، حتى الامكان بايد از اعداد كوچكتر استفاده شود؛ مثلا براى بيان ميزان نور خورشيد كه يكى از ستارگان نسبتا كم نور آسمان است بايد عدد:
(27 ميليارد ميليارد ميليارد) شمع به كار ببريم، بنابراين مقياس، ناگزير در مورد درجات درخشندگى ستاره سهيل، كه نود هزار برابر خورشيد نور دارد بايد رقم بسيار مفصل و طولانى به كار برده شود، و در مورد ستارگانى كه يك ميليون و ده ميليون و صد ميليون برابر خورشيد نور دارند، ارقام بسيار بزرگى لازم است.
روشن است كه به كار بردن اين گونه ارقام، مطالب را پيچيده و نامفهوم مىسازد. لذا از انتخاب اين مقياس؛ يعنى شمع صرف نظر كردند.
پس از اينكه از انتخاب شمع به عنوان مقياس - چنانكه گفته شد - صرف نظر نمودند؛ به اين فكر افتادند كه قدرت درخشش ستارگان را با كيلووات نشان بدهند، اما پس از مختصرى دقت و توجه، معلوم گرديد كه اين مقياس نيز صحيح نيست، زيرا قدرت درخشندگى يكى از ستارگان بسيار متوسط كه عيوق نام دارد به:
(يك ميليون ميليارد ميليارد) كيلووات مىرسد. اگر كيلووات مقياس قرار داده شود، ناگزير نيز بايد ارقام بسيار بزرگى براى بيان ميزان درخشندگى ستارگان به كار برده شود.
بر همين اساس، از انتخاب اين مقياس نيز صرف نظر كرده و اين نكته را مورد توجه قرار دادند كه چنانكه براى سنجيدن مسافتهاى آسمانى لازم است از مقياس مخصوصى به نام سال نورى استفاده كرد، براى سنجش نور ستارگان نيز بايد مقياس ديگرى را كه از عهده نشان دادن اين درجات بر آيد و حتى الامكان مستلزم به كار بردن ارقام بزرگ رياضى نباشد، انتخاب نمود.
دانشمندان، پس از تحقيق و كاوش در راه انتخاب يك مقياس دقيق، به اين موضوع پى بردند كه بهترين راه براى تعيين مراتب درخشندگى ستارگان اين است كه نور خورشيدرا مقياس قرار بدهند، و ميزان روشنايى مشعلهاى عظيم آسمانى را با آن بسنجند.
امروز ستاره شناسان، نور خورشيد را به عنوان يك مقياس مسلم براى اين هدف به كار مىبرند.
ما طبق اين مقياس، نام چند ستاره معروف را به عنوان نمونه خاطر نشان مىنماييم.
نور ستاره پروكسيما با نور خورشيد برابر است.
نور ستاره شعراى شامى 7 برابر نور خورشيد است.
نور ستاره شعراى يمانى 40 برابر نور خورشيد است.
نور ستاره عيوق 100 برابر نور خورشيد است.
نور ستاره بنات النعش اكبر 100 برابر نور خورشيد است.
نور ستارگان ثريا 1000 برابر نور خورشيد است.
نور ستارگان جدى 2000 برابر نور خورشيد است.
نور ستاره سماك رامح 8000 برابر نور خورشيد است.
نور ستاره رجل الجوزا 18000 برابر نور خورشيد است.
نوره ستاره سهيل 90000برابر نور خورشيد است.
بالاخره امروز تعداد زيادى از ستارگان كه نور آنها به صدهزار برابر و يك ميليون و چند ميليون برابر خورشيد مىرسد كشف گرديده است.
ستارگان غول پيكر آبى رنگ كه در فصل تحول و تكامل ستارگان مورد بحث واقع خواهد شد در رديف ستارگانى است كه نور آنها قريب صد ميليون برابر خورشيد تخمين زده شده است.
ستارگان همانطور كه از لحاظ مراتب درخشندگى تفاوتهاى زيادى دارند، از جهت درجه حرارت نيز متفاوت مىباشند. بطورى كه درجه حرارت سطحى بعضى از ستارگان به دو هزار سانتيگراد و گروهى به بيست هزار و جمعى به سى هزار و دستهاى به چهل هزار و تعدادى از آنها به پنجاه هزار سانتيگراد مىرسد.
و بالاخره حرارت سطحى برخى از آنها بيش از هزار ميليون درجه است(110)؛ مثلا حرارت سطحى شعراى يمانى ده هزار، و ستارگان ثريا پانزده هزار درجه است(111).
همانطور كه در فصل تحول و تكامل ستارگان خواهيم گفت اين درجه حرارت با سن و سال و مراتب تكامل آنها كاملا مربوط است.
دانشمندان پس از پى بردن به درجات نور، و حرارت ستارگان، و اينكه اغلب آنها از لحاظ نور و حرارت چندين برابر خورشيد روشنايى و گرمى توليد مىكنند، توجه خود را به اين نكته معطوف داشتند كه منشأ اين همه نور و حرارت چيست؟ و در اثر چه عاملى در هر لحظهاى دريا دريا انرژى در اين مشعلهاى عظيم آسمانى توليد و در دامن فضا پخش مىشود؟
مخصوصا اهميت اين بحث آنگاه روشن مىشود كه توجه كنيم تشعشع و تابش ستارگان، از ميلياردها سال قبل آغاز گرديده است، و طى اين مدت طولانى اين مشعلهاى فروزان همچنان در حال تابش و تشعشع بوده و در هر ثانيهاى ميليونها تن انرژى پخش نمودهاند؛ مثلا خورشيد كه يكى از ستارگان نسبتا متوسط است در هر ثانيهاى چهار ميليون تن انرژى توليد مىكند!
سالها اين راز بزرگ، افكار اهل تحقيق را همچنان مشغول نموده بود تا اينكه مسأله تبديل ماده به انرژى مورد تحقيق و كاوش قرار گرفت؛ و از اين راه، اين معماى پيچيده حل گرديد.
توضيح اين مطلب: در ساختمان ستارگان ماده هيدرژن به طور فراوان به كار رفته است. اتمهاى هيدرژن موجود در آنها در اثر فعل و انفعالات شديدى كه در پيكر ستارگان صورت مىگيرد با سرعت بسيار زيادى به حركت در مىآيند و به يكديگر اصابت مىكنند، در نتيجه بمباران اتمى بطور مداوم، در داخل آنها به وجود مىآيد، و هيدرژن موجود به انرژى تبديل مىشود
نكتهاى كه در اين مورد تذكر آن لازم به نظر مىرسد اين است كه ماهيت ستارگان تا قرون اخير براى مردم بطور كلى مجهول بود، و كسى فكر نمىكرد كه هريك از آنها از لحاظ جرم و حجم و روشنايى مانند خورشيد ما يا نيرومندتر از آن باشد. لذا خورشيد را نير اعظم جهان هستى مىدانستند. در علم منطق براى كلى منحصر به فرد به خورشيد مثال مىزدند، ولى پيشرفت علم، اين نكته را ثابت كرد كه غالب ستارگان، خورشيدى بزرگتر و نورانىتر از خورشيد ماست.
به علاوه، هريك مانند خورشيد ما مركز منظومهاى است كه بر گرد آن سيارات و اقمار مىگردند.
حضرت صادق - عليه السلام - قرنها پيش فرموده است: ان من وراء شمسكم هذه اربعين عين شمس .
غير از خورشيد شما، چهل خورشيد ديگر در عالم هستى وجود دارد.
اين نكته را نيز مىدانيم كه عدد چهل در لغت عرب در بسيارى از موارد كنايه از عدد زياد است. بنابراين، منظور حضرت اين است كه جز اين خورشيد، خورشيدهاى زيادى در عالم هستى موجود است.
روى اين اصل، حضرت صادق - عليه السلام - پيش از اينكه علم و دانش به اين حقيقت علمى پى ببرد بطور صريح از آن خبر داده است!
پروكسيما نزديكترين ستاره
نزديكترين ستاره آسمان ستارهاى است به نام پروكسيما، كه از لحاظ جرم و نور، با خورشيد برابر است.
و فاصله آن با زمين 400/000/271 برابر فاصله خورشيد با زمين؛ يعنى 3/4 سال نورى است. به اين معنا كه نور اين ستاره بايد در حدود چهار سال و سه ماه و نيم راه طى كند تا به زمين برسد.
اگر دستگاه فرستنده بسيار نيرومندى را در اين ستاره وجود داشته باشد كه بتواند اخبار آن را به زمين گزارش بدهد، وقتى سخنگوى آن تازهترين اخبار را پخش مىكند چهار سال و سه ماه و نيم بعد؛ يعنى خبرها پس از كهنه شدن به زمين ما مىرسد. البته اين ستاره همسايه ماست، ولى ستارگان ديگر در فاصلههاى بسيار زيادى واقع گرديده است.
از ستاره پروكسيما كه بگذريم در فاصلههاى دهها و صدها و هزاران سال نورى ستارگان فراوانى وجود دارد. حتى امروز اخترشناسان با تلسكوپهاى نيرومند، و دستگاههاى دقيق طيف نما قلعه آسمانها را گشوده، و فاصله ميليونها سال نورى ستارگانى را كشف نموده و هر روز به كشف كهكشانى موفق مىگردند و بر وسعت علم و اطلاع بشرى مىافزايند.
اينك براى نمونه، فاصله تعدادى از ستارگان معروف را نسبت به زمين خاطرنشان مىكنيم.
نام ستاره مقدار فاصله از زمين
شعراى يمانى 9 سال نورى
نسر طائر 16 سال نورى
نسر واقع در شلياق 26 سال نورى
عيوق 47 سال نورى
الدبران 54 سال نورى
ستارگان اصلى دب اكبر (خرس بزرگ) 60-80 سال نورى
ابط الجواز 160 سال نورى
ستاره قطبى جدى 300 سال نورى
پروين 330 سال نورى
رجل الجواز 540 سال نورى
كهكشان ما (كهكشانى كه منظومه شمسى ما جزء آن است) 45000 //
كهكشان المرة المسلسلة 800000 سال نورى
سحابى اول، دب اكبر 1500000 سال نورى
منبع: دانش عصرفضا
| | نسخه قابل چاپ | تعداد بازديد : 99 |
| 